ترانه های ایرانی "دل نوشته های من" علیرضا سخنور


ترانه های فارسی به همراه مطالب علمی و ادبی و دانستنی های خبری


چی می شد بچه می موندیمو بزرگ نمیشدیم

پشت این صورتک بچه ها گرگ نمی شدیم

دلامون یه گوله آتیش، لبامون پر از ترک

می پریدیم از رو گلها، عینهو یه شاپرک

به جای دوچرخه با یه طوقه سرگرم می شدیم

جلوی بزرگترا مث یه موم نرم می شدیم

کاش می شد تو کوچه های بچه گی ساز بزنیم

ساده وار و بچه گونه ، زیر آواز بزنیم

می شد از کنار کوچه ، لخ و لخ پایی کشید

حتی خورشید و تو آسمون مقوایی کشید

یا شبا رو پشتبون، خیره به تاق آسمون

دنبال قشنگ ترین ستاره های کهکشون

کاش می شد بچه می موندیم، عاشق شاپرکا

تشنه ی رسیدن یک به یک قاصدکا

چی می شد بچه می موندیمو بزرگ نمی شدیم

حیرون دروغ چوپونه و گرگ نمی شدیم...   





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢




تو رودی تو دریا، تو همرنگ آبی

زلالی و جاری، تو از جنس خوابی

نگاه تو جنگل، صدای تو چشمه

سکوت تو صحرا، پر از شعر نابی

پُرم از هوایت، پُرم از صفایت

در آن لحظه ای که، تو در پیچ و تابی

من از جنس غصه، تو نور امیدی

الهی که بر دل ، همیشه بتابی

تو اعجاز شادی، منم طالب تو

اگر با تو باشم، ندارم عذابی

تو زیباترینی، صمیمی ترینی

نداری مثالی، خودت دُر نابی

تو یک پنجره نور، پُر از حجم رویش

منم عاشق نور، عجب انتخابی

دو دست تمنا، به سوی تو دارم

در این موج سرکش، منم چون حبابی

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢
کلمات کلیدی :دریا و کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز




قدم نزن رو خاطرات

مسیر تاول می شه پات

اسیر بی حوصلگی

می شینه شبنم تو چشات

ورق نزن گذشته رو

روزای سرد رفته رو

دوباره شاهینی نکن

کبوترای خسته رو

خاکو بده رو خاطرات

خاطرمونو بد نکن

دست امیدو پس نزن

راه امیدو سد نکن

قلم بکش رو کشمکش

رو شک و تردید و تنش

رو هر چی که بود و نبود

قلم بکش، قلم بکش





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢
کلمات کلیدی :خاطرات و کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز




خواستی زمین خوردنمو ببینی

آروم آروم مردمنو ببینی

پاشو بیا که صحنه ی آخره

صحنه ی آخر یه بازیگره

بازیگری که تشنه ی سقوطه

زخمی ترین دشنه ی سکوته

دیر کنی می پره سکانس آخر

نمی رسی به بازی کلاغ پر

نقش مکملش یه روز تو بودی

بی تو به آسمون می ره به زودی

بیا که وقت مردنش رسیده

به خط آخرش رسید قصیده

پرده داره می افته جا نمونی

لذت مردنم رو وا نمونی

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز و کلمات کلیدی :مجوز ترانه




وقتی که سقف آرزویی بر سرت نیست،،،

یا قلب گرم و مهربانی در برت نیست،،،

آنجا که تن پوش شب و سوز زمستان،،،

جز زمهریر اشک چشمان ترت نیست،،،،،

خوابیده خلقی در میان هرم بستر ،،،،،،

اما تو را جز جان سرما بسترت نیست،،،

در سر هوای آرزو کی پرورانی،،،

چون در هوای آرزو بال و پرت نیست،،،

ما، در خیال خواب و رویای شبانه،،،

بندی کابوسی، رهایی یاورت نیست،،،

حق داری از ابر برآشفته بنالی،،،،،،

زیرا سرشکش، اشک گرم مادرت نیست،،،

قلب خیابان است و رقص مرگ و دندان،،،،،

آوار آوازی  چنین  درد آورت نیست،،،،

آنسو ترک، سر بر فلک، برجی نهاده،،،

بی دغدغه، سرریز نور و باورت نیست،،،

تو غرق اندوهی و آنها غرق شادی،،،،

خط فاصله، جایی برای معذرت نیست،،،

سقفت هوا باشد، زمین هم بستر تو ،،،

دستی به جز دست خدا، یاریگرت نیست،،،

/// تقدیم به مهران عزیز و همه ی آنهایی که سقفشان آسمان و فرششان زمین است، به امید سقفی پر از امید///





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :داونلود ترانه و کلمات کلیدی :غزلواره




خاتون خوب خاطره

محال از یادم بره

مخمل چشمای سیات

عمیق جادوی نگات

جنبش نبضمو ببین

کنار خستگیم بشین

دلم تو رو داد می زنه

چشمتو فریاد می زنه

دست تو حکم معجزه

بی تو تبسم عاجزه

دست نوازش به سرم

بکش تا جون در ببرم

بی تو هجوم بی کسی

امون نمی ده نفسی

قرق غم رو بشکنش 

که سر رسیده مردنش

خطی بکش رو غصه هام

رو غربت بی انتهام

خاتون من منو ببر

به واژه های ناب تر





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٢
کلمات کلیدی :خاتون




شوق گرگم به هوا، قایم موشک بیخ دیواری

 

لواشک لیس زدن و تو کوچه ها کتک کاری

 

گل کوچیک بازی و سنگ اندازی و جر زدنا

 

درس اجباری و بیگاری و ور ور زدنا

 

دلمو حال و هوای بچگی باز می بره

 

من مشتاقو به جشن شور و آواز می بره

 

یادته گوشواره های رنگی بادبادکا

 

نخ می بستیم به پای نازک اون زنبورکا

 

رقص خوب شاطرامون پای پارو یادته

 

نیمه شعبون توی کوچه آب و جارو یادته

 

گل و گلدون و گلابدون، نقش کوچه ها می شد

 

قهرا آشتی می شد و کوچه پر از صفا می شد

 

یادمه شر شر بارون توی ناودون می پیچید

 

صدای بچه ها تو سوز زمستون می پیچید

 

دستا یخ می زدن از سوز و دلامون داغ داغ

 

هی آدم برفی می ساختیم توی کوچه ته باغ

 

حالا نه برفی تو کاره، نه یه ابری که بباره

 

پارو تو حسرت بوسه، که رو پشتبون بکاره

 

پر زد انگار روزای خوب و قشنگ کودکی

 

رفته انگار پسر زبر و زرنگ کودکی

 

تقدیم به همه ی همراهان صمیمی و به یاد بچگیا و سادگی محض

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٢
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز و کلمات کلیدی :گرگم به هوا




تو که مشکیو رنگ عشق دیدی

میون صد تا گل مشکیو چیدی

تو که میدونی هر جا مشکی باشه

یه جورایی، سفیدم پا به پاشه

سفید و مشکی نقل شب و روزن

شب و خاطره رو به هم می دوزن

اگه سفید نباشه مشکی هیچه

دنیا به سمت تاریکی می پیچه

تصور کن شبا رو بی ستاره

بدون ماه و لبخند و اشاره

اگه نوری نباشه مشکی چیرس

سیاهی توی آینه ها ذخیرس

تو که مشکیو از تو رنگا چیدی

مرامتو ولی سفید و دیدی؟!

 

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز و کلمات کلیدی :رضا صادقی مشکی




یابو نگفتیم که به اسب شا، ما

چارتایی بازه این زمونه با ما

نفس برامون که نذاشته باقی

نه حرف تازه ای نه اتفاقی

دور یه کله روی ما تم افتاد

قرعه با نام دل ما غم افتاد

خیری ندیده از زمین و زمون

سپرده دل به حرمت آسمون

آسمونم یه بغض کهنه داره

یه بغض نقره ایه بی قواره

کجا پناه دل این بی کسه

وقتی که آماجه و تو تیر رسه

یابو نگفتیم که با اسب شا، ما

چارتایی بازه این زمونه با ما

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٤
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز و کلمات کلیدی :قرعه ی غم




جرقه ی این ترانه سال ٨٢ خورد. اتمامش هم اواخر همون سال. متاسفانه چند سال بعد کاری با مضمون فکر می کنی کی هستی، باعث شد با تمام علاقه ای که به این ترانه داشتم، اونو منتشر نکنم.

فکر می کنی کی هستی

که داری دستی دستی

هل می دیمون سمت غم

سمت هوای ماتم

من می پیچم به بازی

ایندفه رو می بازی

دنبال من نپیچی

برمی خوری به هیچی

یه راه بی عبورم

گمون نکن تو تورم

غرورتو می شکنم

که باورت شه منم

اگه بخوام بد می شم

از رو چشات رد می شم

خیال نکن ضعیفم

بدل کاری حریفم

فکر می کنی کی هستی

اوج غرور نشستی؟

پا بده سنگِ سنگم

مثه خودت زرنگم

بگرد تا بگردم

ایندفه مرد جنگم

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱۳
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :کی هستی و کلمات کلیدی :داونلود ترانه




هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از 9 بار تا کرد.

- در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ به کار رفته که می توان با آن دیواری اجری به ارتفاع 50 سانتی متر در دور دنیا ساخت.

- هر سال از 600/557/31 ثانیه تشکیل شده است.

- بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد.

- بیشترین ضربان قلب را قناری ها با1000بار در دقیقه و کمترین را فیل با 27 بار در دقیقه دارد.

- اگر تمام رگ های خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلومتر می شود.

- سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت ان در هواست.

- وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می شود.

- نور خورشید فقط تا عمق 400متری آب دریا نفوذ می کند.

- امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد.

- عدد 2520 را می توان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نمود بدون انکه خارج قسمت کسری داشته باشد.

- فشار در مرکز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 452/6 سانتی مترمربع است.

- طول عمر مردم سوید و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است.

- شیشه در ظاهر جامد به نظر می رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می کند.

- داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت می رسد.

- آبشار آنجل در ونزوئل20 بار بلندتر از ابشار نیاگارا است.

  - یک لیتر سرکه در زمستان سنگین تر از تابستان است.

 - 30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می کنند در زیر خاک مدفون شده اند.

- نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشید الفامنچوری است که فاصله ان تا زمین 3/4سال نوری است.

- تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است.

- فلز اوسمیم سنگین ترین ماده روی زمین است.

- ایا می دانید ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیرنظامی است.

- در هر ثانیه بیش از ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون بر خورد می کند و تصویری را که شما تماشا می کنید به وجود می اورد.

- بیل گیتس در هر ثانیه 250 دلار آمریکا درامد داره، یعنی 20 میلیون دلار در روز و 8/7 میلیارد دلار در سال.

- گزنه برای درمان رماتیسم، درد کمر در ناحیة دمبالچه، درد لگن خاصره (درد اعصاب کمر) و نیز درمان بیماری های مثانه، مجاری ادراری و کلیه بسیار مفید است.

- ایا می دانید شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به ‫64 میلیارد است‌.‏

- اگر امواج ماورای صوت را به قسمت محدودی از فضا که در ان گرد و غبار و یا ذرات دود سیگار موجود باشد بتابانیم این ذرات با سرعت رسوب می کنند.

- ایا می دانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه می رسد در حالی که پایین ترین قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.

  - در تقسیمات لشگری به ده هزار سرباز، تومان گفته و فرمانده آن را امیر تومان می نامند.

- نماز مهمترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم گردد عبادت های دیگر هم قبول می شود.

 - جاهایی که نماز خواندن مکروه است:

حمام، زمین نمک زار، مقابل انسان، مقابل دربی که باز است، مقابل قبر، در قبرستان و رو بروی اتش.

- ایا می دانید سجده بر توتون جایز است.

- نماز مستحبی را می توان در حال راه رفتن و سواری خواند گر چه رو به قبله هم نباشی.

- ایا می دانید که تقریبا یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعی اخر وقت نماز مغرب و عشا است.

 





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٧
کلمات کلیدی :نماز و کلمات کلیدی :آیا می دانید و کلمات کلیدی :دانستنی ها




آن مرد زیر باران نیامد... آن مرد خیلی وقته که معتاد شده و افتاده گوشه ی خونه...

 

بابا نان نداد... بابا نمیتونه که واسه بچه هاش نان بیاره... بابا از بچه هاش خجالت کشید...

امین از اکرم جدا شد... امین نامردی کرد زد زیر قولش... اکرم تنها شد...

کبری بالاخره تصمیمشو گرفت... تصمیم گرفت واسه اینکه دیگه گشنه نمونه بره پیش امیرای دبی... کبری رفت... کبری دیگه برنگشت...مامانش سکته کرد مرد

حسنک همه ی گاو و گوسفنداشو فروخت تا خرج دوا دکتر مامانشو جور کنه... حسنک دیگه گاو و گوسفندی نداره که براش ما ما و بع بع کنن... حالا حسنک مونده و یه مادر پیر و مریض...

کوکب خانم ماست و کره و پنیر نداشت که بذاره رو سفره... کوکب خانم خونه ایی نداره که هرروز اونو تمیزکنه...

دهقان فداکار رفت جنگ... رفت که از مملکتش دفاع کنه...رفت که غیرتشو نشون بده رفت و دیگه برنگشت...





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٥




آفت افتاده بر این باغ، خدا می داند

آفتی باور سوز...

چه کسی مسئول است

 اینک اما مجهول...

میوه هایش چه غریبانه به دامان زمین می میرند

یاسها بی جانند، یأسها می رویند

و به هم می گویند:

                              """""رود را آب گل آلود ربود""""

باغبان در خواب است، باغ هم بی تاب

چه کسی مسئول است

اینک اما مجهول

که در این باغ پر از داغِ بلا باریده، تن خشکیده ی هر برگ را

مرگ می رقصد مویان

پیشترها باغ بی برگی مان پر برگ

رقص گل اما طعنه به بیداد هجوم مرگ بود

سروها سر داده به گلبانگ خدای ملکوت

چشمه های جوشان، رودهایش جاری

اینک اما چشمه های باغ ما خشکیدند

باد سرگردان به برگردان اندوهی وزد

روی پرچین شکسته قارقاری می خزد

آی باغبان باغبان! باغمان باقی نیست

چه کسی مسئول است...

اینک اما... مجهول!

چه کسی نبض درختان مرا می گیرد

و کمی حال مرا می فهمد

لاله ها تب دارند، یاسها بیمارند

و درختان اما...گریان می مانند، می خوانند

سرود تلخ و جانکاه وداعی با عزیزان را

آفت افتاده بر این باغ............                             





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :آهنگ و آهنگساز و کلمات کلیدی :ترانه های جدید آفت




یکی صدامو دوس دارهمیگه که باس خش داره
یکی میگه همگی هیسیه حزن خاصی تش داره
یکی میگه چشارو باشتیله می سازه با چشاش
یکی با دیدن چشامگم میشه باز دس و پاهاش
اون یکی میگه بامرامیه دم میخونی تو برام
میگم که صاب صدا منممنم یه جا همین ورام
پشت صدام قایم شدمپشت همین یه دم دو دم
بی خیال خش صداممنو بخواه واسه خودم
می تونی کنارم باشیتو سختی یا یارم باشی
همیشه دلدارم باشیشمع شب تارم باشی
همه رو گفتم بدونیاگه بخوای تو می تونی
امیدو مهمونم کنیمنو به صب برسونی
اگه نخوایی چاره نیسحاجت استخاره نیس
دربدر همیشگی اتدیگه با یه اشاره نیس
صدامو می ذارم براتچشامو می کارم برات
حال می کنم با حال تو  اما فقط تو خاطرات 




نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٢




عنوان: حسودا

خواننده: آقای محسن داداشی

آهنگساز: آقای رحمت الله وطن دوست

کمپانی: ترانه

دروغ نگم ، کار دلم تمومه

بعد تو این دل ، دیگه مهرو مومه

بعد تو ، جاده و حدیث سفر

یه راه بی حده که روبرومه

دروغ نگم ، نفهمیدی که اسمت

تموم اعتبار و آبرومه

نفهمیدی نفهمیدی هنوزم

دلم بازم کبوتر رو بومه

نرو نرو که بی تو آرزوهام

اسیر یلدای شبای شومه

نذار حسودا زیر لبها بگن :

دیدی که عشقشون چه بی دوومه

نرو ، بمون گمون کنم که بازم

بی تو نفس کشیدنم حرومه

نمی دونی ، نمی مونی عزیزم

ندیدنت غروب آرزومه





نویسنده : علیرضا سخنور ; ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٧
کلمات کلیدی :ترانه و شعر و کلمات کلیدی :حسودا و کلمات کلیدی :علیرضا سخنور و کلمات کلیدی :مجوز ترانه